سن : 29 سال
تحصیلات : دیپلم
جرم : قتل غیرعمد ناشی از تخلفات رانندگی
محکومیت : سه سال حبس + پرداخت دیه
سعی می کند عمل خود را توجه کند. ولی با این کار حبس او کاهش خواهد یافت؟سپس در مورد حادثه می گوید :
وقتی دیپلم گرفتم پدرم به عنوان هدیه یک اتومبیل برایم خرید . متاسفانه من و برادر دیگرم برای به دست آوردن خواسته هایمان کوچکترین زحمتی نمی کشیم ؛ زیرا پدرم مرد ثروتمندی بود و دوست نداشت ما دست به سیاه و سفید بزنیم . از انجا که متوجه شده بودم پرم کارهای غیر قانونی می کند؛ ازاین بابت خیلی رنج می کشیدیم . اما چیزی نمی گفتم زیرا می ترسیدم چیزهایی که در اختیارم گذاشته محروم کند.
چند بار تصمیم گرفتم مستقل شوم و روی پای خودم باستم؛ اما پدرم به شدت با این کار مخالفت بود و حتی گاهی اوقات مسخره ام می کرد . زیا اصرار داشت با خودش کار کنم و با شگردهای کلاهبراری آشنا بشوم . مدتی بود که متوجه رفتارهای سرد پدر و مادرم شده بودم تا اینکه یک روز مادر با چشمان گریان علت تغییر رفتارشان را برایم گفت .
پدر قصد ازدواج مجد داشت و از مادرم خواسته بود که یا با ازدواج او موافقت کند یا طلاقش را بگیرد . مادر که نمی توانست وجود زنی دیگر را در زنگیش تحمل کند تصمیم گرفت تصمیم گرفت راه دوم را انتخاب کند . روز جدایی آنها برای من بدترین روزهای زندگیم بود . طوری که حالت طبیعی خودم را از دست داده بودم . پس از آنکه مادرم را از دادگاه به خانه ی جدیدش رساندم؛ قصد داشتم پیش پدرم بروم و به هر قیمتی که شده او را از ازدواج با آن زن پشیمان کنم .
از لحاظ روانی به شدت تحت فشار بودم . طوری که وقتی به خودم آمدم بدن غرق در خون پسرک پنج؛ شش ساله ی دیدم که در فاصله چندمتری اتومبیلم؛ روی زمین افتاده است . از آنجا که خیلی ترسیده بودم؛ بلافاصله صحنه را ترک کردم و گریختم. کسانی که در همان حوالی ناظر و شاهد صحنه بودند؛ شماره اتومبیل را برذاشته بودند . در کمتر از یک ماه دستگیر و زندانی شدم .
از اینکه تنها فرزند خانواده ای را به گورستان فرستاده ام؛ حتی یک لحظه قرار و آرامش نداشتم .
Email : peyman_taz@yahoo.com